قهرمان ميرزا عين السلطنه
4917
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مراتع اين مراتع الموت بن شش تومان بنچه و ماليات دارد . سه تومان آن مال آتان و كلايه است ، پانزده هزار مال گازر خان ، پنج هزار مال ايلان كه همه دهات من هستند ، يك تومان فقط خوشكچال و توان . مرتع هم از روى اين مبلغ قديما تقسيم شده و به همان تقسيم عمل مىشود . حالا توانى ، خوشكچالى هرجا را مىگويند مال ماست ايشان هم گوش مىدهند . نصف اراضى اندج را خوشكچال برده . در اين دو سه سال همينقدر توانى از كندانهسر برده ، بهطورى كه اجارهء من از اين دو محل نصف ماقبل شده . يساول چال ديمزار مرغوب گازرخان است علف آن را هم شبانه توانى برده و مىگويند اينجا هم مال ماست . به مراتع هماينك بند كرده . درحالىكه از روى ماليات از روى استعداد محلى و جمعيت توان و خوشكچال ثلث و ربع آن محلها نيستند . شيخ به امير اسعد گفته بوده است ما نمىگوئيم شما محق نيستيد ، اما حق خودتان را به لباس ناحق در انظار جلوه ندهيد . ادعا داريد ، اسناد داريد ، حق داريد اين را به تصديق يا مميز يا حكميت چهار نفر ببريد نه به زور خود كه فرياد كنند به ناحق برده شده است . بارى اين حرفها من مىدانم به خرج او نمىرود . توليت مدرسهء مولى وردى خان سى تومان به شيخ حواله داده بود او هم حواله را به من داده از من گرفت ، تا من كى از مباشر آتانك بگيرم . شيخ ديگر كارى ندارد . مىرود قزوين چند روزى مانده ابراهيماف را زيارت كرده بعد برود طهران و گفتگوى توليت مدرسهء مولى وردى خان را تمام كند . عجالتا ورثه و مستأجرين برضد معين الرعايا متولى مخارجى به شيخ مىدهند . شيخ هم هزار مرتبه است نوشته و گفته پسفردا حكم صادر مىشود و هنوز پسفردا نيامده است . شيخ پانصد تومان به ميرزا ابراهيم قمى وكيل سابق و ليدر حزب دمكرات تمسك سپرده كه همراهى كند . قيمت رأى اينطور وكلاى ما ، ليدرهاى ما منافع دارند . مىگفت هركس كارى داشته باشد بدون پارتى بدون تقويت احزاب نمىگذرد . خود شيخ هم دمكرات شده تا كارش بگذرد . مىگفت براى خريد آراى كمپانيها در طهران بود ، از رأيى ده الى پانزده تومان قيمت داشت تا سه تومان سى و پنج قران . اغلب در خارج از حوزهها مرافعهء بايع و مشترى در